آكى ئو كازاما ( مترجم : هاشم رجب زاده )

24

سفرنامه كازاما ( فارسى )

نفت است ، تا باتوم - در كنار درياى سياه - لولهء نفت به درازى پانصد « رى » « 1 » ( نزديك دو هزار كيلومتر ) امتداد دارد ، كه شريان تأمين معاش خانواده‌هاى بسيار در شوروى است . در هر گوشه و كنار كه بگذريم كارگاه و دكل‌هاى نفت است ، و در دريا هم تا چشم كار مىكند دكل‌هاى نفت مىبينيم . سطح دريا از تلألو نفت ( كه نشت كرده و در آب ريخته است ) مىدرخشد . در هنگامهء انقلاب بلشويكى ، انگليس براى اينكه قفقاز را مستقل بكند و اين ناحيه را زير نفوذ خود درآورد ، كوشيد ، اما به اين كار توفيق نيافت . در آن زمان ساختمان‌هايى به نام سفارت مملكت گرجستان در گوشه و كنار ( جهان ) به چشم مىخورد كه نشانه‌اى از فعاليت استقلال‌جويى اين ولايت با پشتيبانى انگليس و فرانسه و ديگر دولت‌ها بود . اين ولايت كه سرنوشتى يكسان با ارمنستان و ديگر نواحى ( پيرامون ) داشت امروزه با نام جمهورى آذربايجان ، كه كرسىنشين آن باكو است ، جزئى از اتحاد جماهير شوروى به شمار مىآيد . در تهران آقاى ن . « 2 » ، دبير سفارتمان ، كه پيش از رسيدن من كارها را براى تأسيس سفارتخانه آماده مىكرد ، چنان سخت بيمار بود كه نمىشد دانست كه فردايش چه خواهد شد . در مسكو كه تلگراف فورى ( حاكى از اين خبر ) رسيد ، فكر كردم كه كاش مىتوانستم خود را هر چه زودتر با هواپيما به تهران برسانم . اما افسوس كه اكنون درست ميان زمستان بود و خط هوايى داير نبود . پس ناچار مىبايست در انتظار هواپيمايى كه مترجم سفارتخانه مىكوشيد تا فراهم كند ، بمانم . اين مترجم براى استقبال از من و راهنمايىام از تهران به باكو آمده بود . اما با بدى هوا ، براى رفتن به پهلوى ( انزلى ) در آن سوى درياى ( خزر ) جز نشستن به كشتى بخار كه فرداى آن روز حركت مىكرد چاره نبود . باد اوايل دسامبر كه از قفقاز مىوزيد و سوز و سرماى آن تا مغز استخوان مىرسيد ، چهرهء درياى خزر را آرام مىنواخت . ميان

--> ( 1 ) . واحد قديم طول چينى - ژاپنى ، برابر حدود 3927 متر . ( 2 ) . كازاما در جايى ديگر از يادداشتهاى خود ، نام او را « ناروسه » نوشته است .